صبحانه

ناشتا شکل 1. پروتکل تحقیق

پروتکل ورزشی و اندازهگیری شاخص های تحقیق
جلسات اصلی دویدن تا واماندگی در سه حالت کنترل، دارونما و کافئین بهصـورت مجـزا اجـرا شـد کـهشامل دویدن با شدت 70درصد حداکثر ضربان قلب تا حد واماندگی بـود . در روز اجـرای پروتکـل ابتـدادستگاه تجزیه وتحلیل گازهای تنفسی مدل متامکس 3B ساخت آلمان روی کمربنـد شـانه ای آزمـودنیقرار گرفت. بعد از مرحله پایه، ضربان سنج مدل تکنوجیم ساخت آلمان روی قفسه سینه فـرد قـرار دادهشد. سپس فرد روی تردمیل مدل تکنوجیم ساخت آلمان قرار گرفت، به نحوی که تردمیل ضربان قلـبآزمودنی را از طریق ضربان سنج دریافت کرد. سپس بـا انتخـاب گزینـه احیـای قلبـی- ریـوی (CPR) مشخصات فردی آزمودنی شامل سن، وزن و همچنین شدت مورد نظر (به صورت ضربان قلب) به حافظـهدستگاه وارد شد و کلید استارت به کار افتاد. در طول آزمون، آزمودنی ها به شکل کلامی تشویق شدند و در صورت اظهار خستگی شدید توسط آزمودنی و عدم توانایی برای ادامه دویدن، پروتکـل پایـان یافـت. برای اندازه گیری چربی مصرفی ابتدا مقدار میـانگین 2VO و 2VCO و RER در سـه بـازه زمـانی،30دقیقه حالت پایه، در زمان اجرای تمرین ورزشی و یک ساعت EPOC، محاسبه شد و سپس در فرمـولزیر (فراین 1983)(13) قرار داده شد و مقدار چربی مصرف شده محاسبه شد.
(لیتر در دقیقه ) 2VCO×67/1 – (لیتر در دقیقه)2VO×67/1= مقدار اکسیداسیون چربی (گرم در دقیقه) برای اندازه گیری کربوهیدرات مصرفی از فرمول زیر استفاده شد (13).
(لیتر در دقیقه) 2VO×21/3- (لیتر در دقیقه)2VCO×55/4= مقدار اکسیداسیون کربوهیدرات (گرم در دقیقه) انرژی مصرفی نیز از فرمول ولپ (2003)(32) محاسبه شد.
184/4× (815/3 +232/1× RER) × ( لیتر در دقیقه)2VO= مقدار مصرف انرژی (کیلوژول در دقیقه) شایان ذکر است تمام ف رمولهای مذکور برای RER مساوی و کمتر از 1 قابل استفاده و کاربرد است و زمانی که RER بیش از 1 شود، فرمول ها، داده های درستی را ارائه نمیدهند.
روش های آماری
برای محاسبه شاخص های مرکزی و پراکندگی از آمـار توصـیفی اسـتفاده شـد. بـرای بررسـی تغییـراتاکسیداسیون کربوهیدرات، چربی و هزینه انرژی در ورزش با شدت متوسط در زمان استراحت، در طـولفعالیت و یک ساعت بعد از فعالیت، از آزمون ANOVA با اندازه گیری مکرر اسـتفاده شـد. در صـورتمعناداری برای مقایسه جفت میانگین ها از آزمون تعقیبیLSD استفاده شد. کلیه عملیات آماری توسط نرم افزار SPSS (نسخه16) انجام گرفت و سطح معناداری آزمون ها 05/0≤P در نظر گرفته شد.

نتایج
با استفاده از آمار توصیفی مشخصات آزمودنی ها شامل سن، وزن، قد، شاخص توده بـدن، درصـد چربـیبدن و توان هوازی (VO2max) آنها محاسبه شد (جدول 1).
اثر کافئین بر عملکرد ورزشی (زمان رسیدن به واماندگی)
نتایج نشان داد که زمان رسیدن به واماندگی بعد از مصرف کـافئین نسـبت بـه حالـت دارونمـا بـه طـورمعناداری افزایش یافت (001/0 =P). عملکرد بعد از مصرف کافئین نسبت به حالـت کنتـرل بهتـر بـود،ولی معنادار نبود (30/0 =P). عملکرد در حالت کنترل نسبت به حالت دارونما تغییر معنـاداری نداشـت(13/0 =P) (جدول 2).
جدول 1. مشخصات آزمودنیها
میانگین وانحراف استاندارد شاخص
23±1/54 سن (سال)
56/09± 5 /99 وزن (کیلوگرم)
161/18± 3/91 قد (سانتیمتر)
21/61± 2/33 شاخص توده بدن(2kg/m)
40/21 ± 1/01 (ml/kg/min) توان هوازی

جدول2. نتایج اثر کافئین بر زمان رسیدن به واماندگی
*P حالت کافئین حالت دارونما حالت کنترل
0/04 61/45±2/93 51/9±2/87 57/18±2/67
زمان رسیدن به واماندگی (دقیقه)
* سطح معناداری 05/0≤P است.

اثر کافئین بر تغییرات سوبسترا و هزینه انرژی هزینه انرژی
تحلیل داده ها نشان داد تغییـرات شـاخص هزینـه انـرژی معنـادار اسـت (09/78 = F و 0001/0 = P).
آزمون تعقیبی نشان داد هزینه انرژی در وضعیت پایه در هر سه حالت (کنترل، دارونما، کافئین) تفـاوتمعناداری با یکدیگر نداشت (90/0= (P = 0/34، P = 0/13 ،P. هزینه انرژی در وضعیت فعالیت نسـبتبه وضعیت پایه در هر سه حالت (کنترل، دارونما، کافئین) به طور معناداری افـزایش یافـت (در هـر سـهوضعیت 001/0 = P). در کل، بین هزینه انـرژی در وضـعیت فعالیـت در سـه حالـت (کنتـرل، دارونمـا،کافئین) تفاوت معناداری مشاهده نشد. هزینه انرژی وضعیت EPOC نسبت به حالت پایـه در هـر سـه حالت (کنترل، دارونما، کافئین) تفاوت معنـاداری نداشـت (57/0 = P = 0/24، P = 0/31، P). در کـل،بین وضعیت EPOC در سه حالت نیز تغییر معناداری مشاهده نشد. هزینه انرژی در وضـعیتEPOC نسبت به وضعیت فعالیت ورزشی در هر سه حالت به طور معناداری کاهش یافـت (در هـر سـه وضـعیت 001/0 = P) (نمودار 1 و جدول 3).

اکسیداسیون کربوهیدرات
تحلیل داده ها نشان داد تغییرات این شاخص معنادار است (46/10 = F و 001/0 = P). آزمـون تعقیبـینشان داد اکسیداسیون کربوهیدرات در وضعیت پایه در حالت دارونما نسبت بـه حالـت کنتـرل افـزایشمعناداری داشت (04/0 = (P. همچنین این شاخص در وضعیت پایه در حالت کافئین نسـبت بـه حالـتکنترل افزایش معناداری داشت (03/0 = P). ولی در وضعیت پایه در حالـت کـافئین نسـبت بـه حالـتدارونما اکسیداسیون کربوهیدرات تفاوت معنـاداری نداشـت (85/0 =P). اکسیداسـیون کربوهیـدرات درهنگام فعالیت ورزشی در هر سه حالت (کنترل، دارونما، کافئین) نسبت به وضعیت پایه به طور معناداری افزایش یافت (02/0=P= 0/001 ،P=0/01 ،P). اکسیداسیون کربوهیدرات در هنگام فعالیت ورزشـی درحالت کافئین نسبت به حالت دارونما و کنترل به طور معناداری افزایش یافت (008/0 = P= 0/006 ،P).
اکسیداسیون کربوهیدرات در وضعیت EPOC نسبت به وضـعیت فعالیـت ورزشـی در هـر سـه حالـت(کنترل، دارونما، کافئین) به طور معناداری کاهش یافت (02/0 = P = 0/002 ،P = 0/06 ،P).
در کل، بین وضعیتEPOC در سه حالت (کنترل، دارونما، کافئین) تفاوت معناداری مشاهده نشد
(نمودار 2 و جدول 3).

اکسیداسیون چربی
تحلیل داده ها نشان داد تغییرات این شاخص معنادار اسـت (98/5 = F و 007/0 = P). آزمـون تعقیبـینشان داد اکسیداسیون چربی در وضـعیت پایـه در هـر سـه حالـت (کنتـرل، دارونمـا، کـافئین) تفـاوتمعناداری با یکدیگر نداشت (29/0 = (P = 0/20 ،P= 0/68 ،P. اکسیداسیون چربی در وضعیت فعالیت ورزشی در دو حالت (کنترل و دارونما) نسبت به وضعیت پایه به طور معناداری افزایش یافت (02/0 =P ، 009/0 =P)، ولی در حالت کافئین نسبت به وضعیت پایـه بـه طـور معنـاداری تغییـر نکـرد (12/0 =P).
اکسیداسیون چربی در هنگام فعالیـت ورزشـی در هـر سـه حالـت (کنتـرل، دارونمـا، کـافئین) تفـاوتمعناداری با یکدیگر نداشت. اکسیداسیون چربی در وضعیت EPOC نسبت به فعالیـت ورزشـی در هـرسه حالت (کنترل، دارونما، کافئین) به طور معناداری کاهش یافت (004/0 =P= 0/03 ،P= 0/001 ، P).
در کل بین وضعیت EPOC در سه حالت (کنترل، دارونما، کـافئین ) تفـاوت معنـاداری مشـاهده نشـد(نمودار 3 و جدول 3).

جدول3. اثر کافئین بر متابولیسم سوبسترا در طول فعالیت و بعد از آن
اکسیداسیون
137922-116805

شاخص هزینه انرژی اکسیداسیون چربی کربوهیدرات
حالات مختلف (کیلوژول در دقیقه) (گرم در دقیقه)
(گرم در دقیقه)
وضعیت استراحت (کنترل) 9/0 ± 63/5 12/0 ± 12/0 04/0 ± 12/0
0/11 ± 0/05 0/23 ± 0/14 5/66 ± 0/94 وضعیت استراحت (دارونما)
0/12± 0/06 0/22± 0/13 5/94 ± 0/80 وضعیت استراحت(کافئین)
0/30 ± 0/24 0/67± 0/70 20/67 ± 4/26 فعالیت (کنترل)
0/32 ± 0/22 0/53± 0/48 20/55 ± 5/14 فعالیت (دارونما)
0/27 ± 0/31 ‡•1/17 ± 0/65 20/72± 6/39 فعالیت (کافئین)
0/10 ± 0/07 0/22± 0/22 5/77 ± 0/93 EPOC (کنترل)
0/11 ± 0/08 0/26± 0/16 6/34 ± 1/87 EPOC (دارونما)
0/12 ± 0/11 0/34± 0/22 6/24 ± 1/45 EPOC (کافئین)
0/007 0/0001 0/0001 مقدارP
•تفاوت معنادار با حالت کنترل در وضعیت فعالیت ‡تفاوت معنادار با حالت دارونما در وضعیت فعالیت
بحث
زمان رسیدن به واماندگی
تحقیق حاضر نشان داد مصرف مکمل کافئین (mg/kg5) موجـب افـزایش معنـادار زمـان رسـیدن بـهواماندگی می شود و آزمودنی ها در مقایسه با حالت کنترل و دارونما مدت بیشتری دویدند. در این راستا، هالستون و همکاران (2008)، اثر مصرف کافئین و کربوهیدرات را در ده مرد دوچرخه سوار تمـرین کـردهاستقامتی در یک پروتکل تمرینی، شامل دوچرخه سواری ثابـت بـا شـدت 62 درصـد حـداکثر اکسـیژنمصرفی بررسی کردند (20). نتایج نشان داد مصرف کافئین همراه با گلوکز، زمان آزمایش را در مقایسـهبا گروه گلوکز و دارونما بالا می برد. محققان بیان کردند سازوکاری که موجب بهبود عملکرد شـده اسـتکاملا واضح نیست، اما با توجه به تحقیقات گذشـته، ترکیـب کـافئین و کربوهیـدرات از طریـق کـاهشاستفاده از ذخایر کربوهیدرات بدن، سبب بهبود عملکـرد ورزشـی و تـأخیر در خسـتگی مـیشـود . آنهـاهمچنین نشان دادند که با مصرف کربوهیدرات در دو گروه گلوکز و گلوکز همراه با کافئین، مصرف کـلکربوهیدرات به طور معناداری افزایش پیدا می کند، اما بهدلیل مصرف دوز پایین کافئین، تفاوت معناداری بین این دو گـروه در اسـتفاده از کربوهیـدرات مشـاهده نشـد. بـا توجـه بـه اینکـه بـا مصـرف کـافئیناکسیداسیون کربوهیدرات خوراکی افزایش نیافت، محققـان علـت بهبـود عملکـرد را ناشـی از سـرکوبگیرنده آدنوزین و کاهش درک فشار دانستند. در پژوهش دیگری، رورک و همکاران (2007)، اثر مصرف پنج میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را بر عملکرد استقامتی در پانزده دونده تمرین کـردهو تفریحی بررسی کردند. افراد یک ساعت بعد از مصرف کافئین شروع به دویدن مسـافت پـنج کیلـومترکردند. نتایج نشان داد، مصرف کافئین عملکرد را در دو گروه به طور معناداری بهبود بخشـید، امـا گـروهتمرین کرده توانستند زمان بهتری را به ثبـت برسـانند. سـازوکار پیشـنهادی محققـان، افـزایش فعالیـتسیستم عصبی مرکزی، افزایش پتاسیم خارج سلولی و کاهش درک فشار بود. آنان مطرح کردند احتمـالکمی وجود دارد که بهبود عملکرد ناشی از افزایش اسیدهای چرب آزاد و کاهش مصرف گلیکوژن باشد (24).
نتایج پژوهش حاضر همراستا با نتایج تحقیقات بریدج و همکاران (2006) است. آنها اثر مصرف پنج میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را بر عملکرد استقامتی در هشت مرد دونده تمرین کـرده بررسی کردند. افراد در سه حالت کنترل، دارونما و کافئین، آزمـون 8 کیلـومتر دویـدن را اجـرا کردنـد.
نتایج افزایش معنادار (2/1 درصد) عملکرد استقامتی را در دوندگان در اثـر مصـرف کـافئین نشـان داد.
محققان علت این افزایش را ورزشکار بودن آزمودنی هـا و برخـورداری از تـوده عضـلانی بیشـتر و تـأثیرکافئین بر فیبرهای عضله و نیز برخورداری بیشتر ورزشکاران از تأثیرات مرکزی کافئین در کـاهش درکفشار به علت آمادگی روانی بیشتر آنان نسبت به غیر ورزشـکاران و مصـرف دوز متوسـط کـافئین عنـوانکردند (5). احتمال می رود در پژوهش حاضر، ورزشکار بودن آزمودنی ها و در نتیجه توانایی بیشـتر آنـاندر تحمل شدت بالاتری از تمرین، عامل تأثیرگذار در بهبود زمان رسیدن به وامانـدگی باشـد. همچنـینبل و مکلان (2003)، اثر مصرف کافئین را بر عملکرد استقامتی با شـدت 80 درصـد حـداکثر اکسـیژنمصرفی روی دوچرخه کارسنج در دو نوبت صبح و عصر در 9 مرد بررسی کردند. نتایج نشان داد مصـرفکافئین قبل از اجرای آزمون وامانده ساز در نوبت صبح موجب افزایش معنادار زمان وامانـدگی مـی شـود .
این افزایش در نوبت عصر نیز مشاهده شد. اگرچه غلظت های کـافئین مشـاهده شـده در نوبـت عصـر درگروهی که پنج میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن مصرف کرده بودند نسبت به گـروه هـاییکه همان پنج میلی گرم را در صبح مصرف کردند کمتر بود. محققان دلیـل احتمـالی کـاهش غلظـت درنوبت عصر را تغییرات زمانی روی جذب، سوخت وساز و دفع کافئین و نیز مصـرف وعـده غـذایی قبـل ازآزمون و به دنبال آن کاهش در جذب کافئین عنوان کردند. گروهی که در نوبـت صـبح کـافئین مصـرفکردند، ناشتا بودند و این موضوع به جذب بهتر کافئین کمک کرده، امـا در گـروه نوبـت عصـر، کـافئینبه دلیل احتمال مصرف وعده غذایی، به طور کامل جذب نشده است، بنابراین غلظت کافئین در پلاسما به اوج خود نرسیده است (4). همچنین نتایج تحقیـق حاضـر همسـو بـا نتـایج تحقیـق گریـر و همکـاران(2000) است. آنها به مقایسـه تـأثیر کـافئین (mg/kg6) و تئـوفیلین (mg/kg5/4) بـر متابولیسـم وعملکرد استقامتی در هشت مرد سالم پرداختند. نتیجه حاکی از آن بود که رسیدن به زمان واماندگی در هر دو گروه کافئین و تئوفیلین در مقایسه با حالت دارونمـا افـزایش داشـت. محققـان افـز
ایش معنـادارعملکرد را بعد از مصرف کافئین در نتیجه کاهش فعالیت گیرنده آدنوزین دانستند (18). به نظر می رسـدکاهش درک فشار و خستگی ناشی از سرکوب گیرنده آدنوزین در فعالیت هایی کـه مـدت طـولانی تـریطول می کشد دیده شود. بنابراین با توجه به اینکه در تحقیق حاضـر نیـز فعالیـت، مـدت زیـادی ادامـهداشت، این عامل می تواند در بهبود معنادار عملکرد مؤثر باشد.
از طرفی نتایج پژوهش حاضر با نتایج تحقیق گراهام و همکـاران (1995) ناهمسوسـت . آنهـا تـأثیرمصرف 3، 6 و 9 میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را بر عملکرد استقامتی و کاتکولامین ها در هشت مرد تمرین کرده بررسی کردند. نتایج نشان داد گروهی که 3 و 6 میلی گرم کافئین به ازای هـرکیلوگرم وزن بدن مصرف کردند، افزایش معنادار عملکرد استقامتی را تجربه کردند، اما یافته هـای آنـانبهبود عملکرد را در گروهی که 9 میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن مصرف کردنـد، نشـاننداد. محققان اذعان داشتند مصرف دوز بالا، در گروه اخیر دلیل عدم افزایش معنادار عملکرد است (17).
مصرف دوز بالای کافئین (6 تا 9 میلی گرم) ممکن است با آثار جانبی مانند پرخاشگری، افزایش ضـربانقلب و افت عملکرد همراه باشد (6). بنابراین براساس فرضیه مطرح شده توسط گراهام و همکـاران (17)، مصرف دوز بهینه کافئین، میتواند عامل تأثیرگذار در بهبود معنادار عملکرد در مطالعه ما باشد.
به طور کلی، آثار ارگوژنیک کافئین بـر عملکـرد ورزشـی تحـت تـأثیر چنـد عامـل اسـت. بـا وجـودبررسی های انجام گرفته در این زمینه محققان به نتایج یکسانی دست نیافتند. از جمله سازوکار های اولیه، افزایش اکسیداسیون چربی و صرفه جویی در کربوهیدرات است (27)، اما برخی محققان بر درستی ایـنسازوکار تردید دارند (30، 22، 17، 15) و تأثیر کافئین را بر عضلات و سیستم عصبی مرکـزی سـازوکاراصلی می دانند (28). تحقیق حاضر نیز نشان داد سازوکار اصلی احتمالی، اثرگذاری کـافئین بـر سیسـتمعص بی مرک زی از طری ق آنتاگونیس م گیرن ده آدن وزین و ک اهش در خس تگی، همچن ین اف زایشاکسیداسیون کربوهیدرات است.
متابولیسم سوبسترا
یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مصـرف کـافئین اکسیداسـیون کربوهیـدرات را در طـول فعالیـتافزایش می دهد، اما تأثیر معناداری بر سوخت وساز اسـید هـای چـرب نـدارد. در همـین راسـتا، الکینـا وهمکاران (2011) اثر مصرف پنج میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را بر منحنی اسید هـایچرب پلاسما در بیست مرد تمرین نکرده بررسـی کردنـد. نتـایج حـاکی از آن بـود کـه مصـرف کـافئیناکسیداسیون کربوهیدرات را در پنج دقیقه اول تمرین افزایش میدهد. این شرایط، در طول 15 دقیقه از تمرین نسبت به حالت دارونما در سطح بالاتری حفظ شد (22). محققان ایـن افـزایش را ناشـی از عـدماندازه گیری دقیق گازهای تنفسی به وسیله دستگاه تجزیـه وتحلیـل گازهـای تنفسـی عنـوان کردنـد. در مجموع تحت شرایط این تحقیق، کافئین هیچ مزیت متابولیکی مشخصی را ایجاد نکرد و در اسـتفاده ازاسیدهای چرب پلاسما نیز تفاوتی به وجود نیامد. آنها ورزشکار نبودن آزمودنی ها، شدت بـالای تمـرین وتفاوت های فردی در جذب و سوخت وساز کافئین را علت کسب نتایج خود بیان کـرده و ایـن فرضـیه رامطرح کردند که اگر تمرین تا خستگی ارادی ادامه مییافت، شاید به دلایل متابولیکی یـا غیرمتـابولیکیمانند کاهش درک فشار و خستگی، نتایج متفاوتی به دست می آمد. در تحقیـق حاضـر، از آزمـودنی هـایورزشکار و شدت تمرینی متوسط (70 درصد حداکثر ضربان قلب) تا خستگی ارادی استفاده شد، با ایـنحال احتمال می رود تفاوت های فردی در پاسخ به کافئین، در نتایج تحقیق مؤثر بوده است.
همچنین هالستون و همکاران (2008)، اثر مصرف کافئین و کربوهیدرات را بر متابولیسم سوبسترا و عملکرد ورزشی در ده مـرد دوچرخـه سـوار تمـرین کـرده اسـتقامتی در یـک پروتکـل تمرینـی، شـاملدوچرخه سواری ثابت با شدت 62 درصد حداکثر اکسـیژن مصـرفی بررسـی کردنـد (20). بـا توجـه بـهتحقیقات گذشته در این زمینه، بیان شده است، ترکیب کافئین و کربوهیدرات از طریق کاهش اسـتفادهاز ذخایر کربوهیدرات بدن، موجب بهبود عملکرد ورزشی و تأخیر در خستگی مـی شـود . بـا وجـود ایـن،نتایج این تحقیق نشان داد در دو گروه گلوکز و گلوکز همراه با کـافئین مصـرف کربوهیـدرات خـوراکیبه طور معناداری افزایش یافت که بهدلیل مصرف دوز پایین کافئین، تفاوت معناداری بـین ایـن دو گـروهدر استفاده از کربوهیدرات وجود نداشت. با وجود این، در استفاده از گلیکوژن عضله نیز تفاوت معناداری بین سه گروه مشاهد نشد. محققان علت تفاوت نتایج به دست آمده بـا تحقیقـات پیشـین را تفـاوت هـایفردی در پاسخ به کافئین و مصرف دوز پایین کافئین دانستند و اظهار داشتند بهبـود عملکـرد ناشـی ازسرکوب گیرنده آدنوزین و کاهش درک فشار است.
همان طورکـه پیشـتر اشـاره شـد، اگرچـه برخـی پـژوهش هـا، سـازوکار اصـلی کـافئین را افـزایشاکسیداسیون چربی و صرفه جویی در کربوهیدرات مـی داننـد، بـا وجـود ایـن، بعـد از مطالعـات اسـیج وهمک اران (1980)(11) و اریکس ون (1987)(10)، ه یچ مطالع ه ای ب ه ط ور مس تقیم ت ری گلیس رید درون عضلانی را اندازه گیری نکرده است. همچنین تعداد اندکی از محققـان از ایزوتـوپ هـای نشـاندار یـاروش بیوپسی برای بررسی تأثیر کافئین بر متابولیسم سوبسترا استفاده کـرده انـد (14)، بنـابراین اظهـارنظر قطعی در این زمینه دشوار اسـت . در همـین راسـتا، گراهـام و همکـاران (2000)، تـأ
ثیر مصـرف 6 میلی گرم کافئین را بر سوخت وساز چربی و کربوهیدرات در ده مرد تمرین نکرده بررسـی کردنـد. نمونـهخون شریانی و بیوپسی از عضله پهن جانبی گرفته شـد . نتیجـه حـاکی از آن بـود کـه کـافئین موجـبتحریک سیستم عصبی سمپاتیک شده، اما در سوخت وسـاز چربـی هـا و کربوهیـدرات هـا در ایـن عضـلهتغییری به وجود نیاورده است (15). محققان اظهار داشـتند شـاید سـایر عضـلاتی کـه در ایـن پـژوهشبررسی نشدند، در چرخه اسید های چرب، گلوکز و لاکتات درگیـر بودنـد. همچنـین ریـوس و همکـاران(2001) تأثیر مصرف شش میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن را بر متابولیسم سوبسـترا دردوازده آزمودنی مرد و زن تمرین کرده استقامتی بررسی کردند. افراد در دو موقعیـت کـافئین و دارونمـا،بعد از تزریق گلوکز نشاندار، با شدت 65 درصد VO2maxروی دوچرخه کارسنج به مدت یـک سـاعترکاب زدند. نتایج نشان داد که مصرف کافئین اثر معناداری بر سوخت وساز چربی و کربوهیـدرات نـدارد(25). در مقابل اسپریت و همکاران (1992)، تحقیقی در زمینه تأثیر مصرف 9 میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بر متابولیسم سوبسـترا در هشـت مـرد سـالم انجـام دادنـد. نتـایج نشـان داد کـهآزمودنی ها در گروه کافئین نسبت به دارونما مدت بیشتری رکاب زدند و کـافئین بـا افـزایش فراخـوانیتری آسیل گلیسرول درونعضلانی و اسیدهای چرب آزاد بیرون عضله، مانع از اسـتفاده از کربوهیـدراتدر زمان استراحت و در طول تمرینات می شود (27). محققان علت افزایش اکسیداسیون چربی هـا را بـهمهار آنـزیم فسـفودی اسـتراز و افـزایش درcAMP نسـبت دادنـد کـه بـا افـزایش سـیترات و نسـبت Acetyl-CoA / CoA-SH همراه بود. تحقیق حاضر از نظر نوع آزمـودنیهـا بـا تحقیـق اسـپریت وهمکاران (1992)(27) متفاوت است. با توجه به اینکه زنان کـافئین دفعـی بیشـتری نسـبت بـه مـرداندارند، احتمال می رود از مزایای ارگوژنیکی آن کمتر بهره مند شوند.
در مجموع، به نظر می رسد در تحقیق حاضر، انجام ندادن بیوپسی عضلانی و اندازه گیری شاخص های خونی مرتبط با متابولیسم سوبسترا، مانع از آن شده است که تصویر واضحی از موضـوع بـهدسـت آیـد وموجب شده تا توضیح درباره تفاوت در نتایج دشوار باشد. در تحقیقات آینده باید به ایـن موضـوع توجـهشود و برای نتیجه گیری کامل تر، محدودیت های تحقیق حاضر پوشش داده شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

از دیگر نتایج قابل بحث، متابولیسم سوبسترا و هزینه انرژی در وضعیت EPOC است. نتایج نشـانداد با مصرف کافئین تفاوت معناداری در اکسیداسیون کربوهیدرات، چربی و هزینـه انـرژی در وضـعیتEPOC مشاهده نشد. این نتیجه با نتایج تحقیقات آستورینو و همکاران (2011)(3) مغایر است. آنها در تحقیقی به بررسی تأثیر م صرف شش میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم وزن بدن بر اکسیژن مصرفی اضافی بعد از تمرین در مردان تمرین کرده مقاومتی پرداختند. محققان نتیجـه گرفتنـدEPOC بعـد ازتمرینات مقاومتی با شدت 80-70 درصد 1RM تا واماندگی افزایش مـی یابـد . محققـان علـت افـزایشEPOC را ناشی از اجرای تمرین با شدت بالا تا واماندگی دانستند کـه سـبب تخلیـه منـابع گلیکـوژن،فسفوکراتین، پروتئین و تجمع لاکتات شده است، بنابراین بدن برای جبران منـابع ازدسـت رفتـه و رفـعلاکتات، به مصرف اکسیژن بیشتری نیاز دارد. به علاوه، افزایش بسیج چربی ها نیـاز بـدن بـه اکسـیژن راافزایش می دهد. همچنین نتایج پژوهش حاضر با نتایج تحقیقـات دانلـی و همکـاران (1992)(9) مغـایراست. آنها تأثیر مصرف 5 و10 میلی گرم کافئین به ازای هر کیلوگرم از وزن بدن را برEPOC در شـشزن تمرین نکرده بررسی کردند. نتایج آنها افزایش اکسیژن مصـرفی و بسـیج چربـی، همچنـین کـاهش RER را در طول90 دقیقه تمرین زیر بیشینه و یک ساعت بازیافت نشان داد. محققان از فرضیه افزایش سوخت وساز چربی حمایت کردند. آنها اظهار کردنـد افـزایش اکسـیژن مصـرفی و اسـیدهای چـرب آزادموجب صرفه جویی در مصرف کربوهیدرات و افزایش زمان رسیدن به واماندگی می شود. در مقایسه ایـنپژوهش با دو تحقیق اخیر بهنظر می رسد، افزایش اتکا به چربی ها و صرفه جویی در کربوهیدراتها سـببافزایش EPOC شده است، درصورتی که در این پژوهش مصرف کافئین تأثیری بر سوخت وساز چربی ها نداشت.
نتیجه گیری
براساس بررسی های انجام گرفته، بیشتر نتایج به دست آمده از تحقیقـات، از تـأثیر نیروزایـی کـافئین بـرتمرینات هوازی حمایت می کنند، بنابراین مصرف کافئین برای بهبود عملکرد تمرینات استقامتی توصـیهمی شود، با وجود این سازوکار اصلی اثرگذار همچنان مورد تردید است. با توجه به نتایج پـژوهش حاضـربه نظر می رسد سازوکار اثرگذار، افزایش اکسیداسیون کربوهیدرات و سرکوب گیرنـده آدنـوزین از طریـقکاهش خستگی و درک فشار باشد.

منابع و مĤخذ
1. ابراهیمی، محسن، رحمانی نیا، فرهاد، دمیرچی، ارسلان، میرزایـی ، بهمـن . (1387). “اثـر کـافئین بـرپاسخ های متابولیکی و قلبی – عروقی به فعالیـت زیـر بیشـینه در مـردان چـاق و لاغـر “. فصـلنامه المپیک. شماره 4، پیاپی 44، ص 27-17.
2.Armstrong, L.E. (2002). “Caffeine body fluid-electrolyte balance and exercise performance”. International Journal of Sport Nutrition and Exercise Metabolism. Vol. 12, No. 2, pp: 189-206.
3. Astorino, T, A., Martin, B. J., Wong, K., Schachtsiek, L. (2011). “Effect of acute caffeine ingestion on EPOC after intense resistance training”. J Sport med phys fitness., Vol. 51, No. 1, pp: 11-7.
4.Bell, D.G., Mclellan, T. M. (2003). “Effect of repeated caffeine ingestion on repeated exhaustive exercise endurance”. Medicine and Science in Sports and Exercise., Vol. 35, No. 8, pp: 1348-1354.
5.Bridge, C. A., Jones, M. A. (2006). “The effect of caffeine ingestion on 8 km run performance in a field setting”. J Sports Sci., Vol. 24, No. 4, pp: 433- 439.
6.Burke, L. (2008). “Caffeine and sports performance”. Applied Physiology, Nutrition, and Metabolism., Vol. 33, No. 6, pp: 1319-1334.
7.BDavis, G. K., Green, M. (2009). “Caffeine and anaerobic performance”. Sports Med., Vol. 39, No. 10, pp: 813-832.
8.DeSisso, T. D., Gerst, W., Patrick, D. (2005). “Effect of caffeine on metabolic and cardiovascular responses to submaximal exercise: boys versus men”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 37, No. 5, pp: 465- 473.
9.Donelly, K., McNaughton, L. (1992). “The effect of two levels of caffeine ingestion on excess postexercise oxygen consumption in untrained women.” Eur J Appl Physiol., Vol. 65, pp: 459-63.
10.Drickson, M. A., Schwarzkopf, R.J. (1987). “Effect of caffeine, fructose and glucose ingestion on muscle glycogen utilization during exercise”. Medicine and Science in Sports and Exercise., Vol. 19, No. 6, pp: 579583.
11.Essig, D., Costill, D. L., Van Handel, P.J. (1980). “Effect of caffeine ingestion on utilization of muscle glycogen and lipid during leg ergometer cycling”. International Journal of Sports Medicine., Vol. 1, No.
2, pp: 86-90.
12.Ered, B. (1998). “Utilization of lipids during exercise in human subjects: metabolic and dietary constraints”. Br J Nut., Vol. 79, No. 2, pp: 117128.
13.Frayn, K. N. (1983). “Calculation of substrate oxidation rates in vivo from gaseous exchange”. J Appl Physiol.,Vol. 55, N0. 2, pp:628-634.
14.Fraham, T. E., Battram, D. S., Dela, F., Ahmed, E., Thong, F. (2008). “Does caffeine alter muscle carbohydrate and fat metabolism during”. Applid Physiology Nutrition Metabolism., Vol. 33, No. 4, pp: 1311-1318. 15.Graham, T. E., Helge, J. W., MacLean, D. A., Kiens, B., Richter, E. A. (2000). “Caffeine ingestion does not alter carbohydrate or fat metabolism in human skeletal muscle during exercise”. Journal of Physiology., Vol.
529, No. 3, pp: 837-847.
16.Graham, T. E., Hibbert, E., Sathasivam, P. (1998). “Metabolic and exercise endurance effects of coffee and caffeine ingestion”. J Appl Physiol., Vol. 85, No. 3, pp: 883–889.
17.Graham, T. E., Spriet, L. L. (1995). “Metabolic, catecholamine and exercise performance responses to various doses of caffeine”. J Appl Physiol., Vol. 78, No. 3, pp: 867-874.
18.Greer, F., Friars, D., Graham, T. E. (2000). “Comparison of caffeine and theophylline ingestion: exercise metabolism and endurance”. J Appl Physiol., Vol. 89, No. 5, pp: 1837–1844.
19.Germann, J., Engles, A. (1999). “Influence of caffeine on metabolic and cardiovascular functions during sustained light intensity cycling and at rest”. Int J sport nutrition., Vol. 9, No. 4, pp: 361-370.
20.Hulston, C. H., Jeukendrup, A. E. (2008). “Substrate metabolism and exercise performance with caffeine and carbohydrate intake”. Medicine & Science in Sport & Exercise., Vol. 40, No. 12, pp: 2096-2104
21.Hlcina, G., Maynar, M., Munoz, M., Timon, R., Caballero, M. J., Maynar, J. (2011). “Plasma total fatty acid responses to exercise following caffeine ingestion”. European Journal of Sport Science., Vol. 11, No. 2, pp: 111-118.
22.Olcina, G. J., Timon, R., Munoz, D., Caballero, M. J., Maynar, J. I., Cordova, A., et al. (2006). “Effect of caffeine on oxidative stress during maximum incremental exercise”. Journal of sport Science and Medicine., Vol. 5, pp: 621-628.
23.ORamos, S., Aguiar, P., Barreto, A., Rodriguse, A., Pereira, H., Dantas, E., Neto, F.(2006). “Effects of caffeine (3mg) on maximal oxygen consumption, plasmatic lactate and reaction time after maximum effort”. International Journal of Sport Science., Vol. 2, No. 5, pp: 42-52.
24.Rourke, M. P., Brien, B. J., Knez, W. L. (2008). “Caffeine has a small effect on 5-km running performance of well-trained and recreational runners”. J Science and medicine in Sport., Vol. 11, No. 2, pp: 231- 233.
25.Ryus, C. J. (2001). “Caffeine as a lipolytic food component increases endurance performance in rates and athletes”. J Nutr Sci Vitaminal., Vol.
47, No. 2, pp: 139-146.
26.Rinclair, C. J., Geiger, J. D. (2000). “Caffeine use in sports: A pharmacological review”. Journal Medicine and Physical Fitness., Vol. 40, No. 1, pp: 71-79.
27.Spriet, L. L., Maclean, D. A., Dyck, D. J., Hultman, E. (1992). “Caffeine ingestion and muscle metabolism during prolonged exercise in humans”. J Appl Physiol., Vol. 262, No. 25, pp: 891 -898.
28.Sarnopolsky, A. M. (2008). “Effect of caffeine on the neuromuscular system potential as an ergogenic aid”. J Appl Physiol Nut., Vol. 33, No. 6, pp: 1284-1289.
29.Turley, K. R. (2006). “Effect of caffeine on physiological responses to exercise in young boys and girls”. Med Sci Sports Exerc., Vol. 38, No. 3, pp: 520-526.
30.Tan soeren, M. H., Graham, T. E. (1998). “Effect of caffeine on metabolism, exercise endurance, and catecholamine responses after withdrawal”. J Appl Physiol., Vol. 85, No. 4, pp: 1493–1501.


پاسخ دهید